|
|
استاد شکیب هم به این قافله پیوست ... دارم هواي صحبت ياران رفته را ياري كن اي اجل كه به ياران رسانيم
گوش زمين بناله من نيست آشنا من طاير شكسته پر آ سما نيم1 هنوز داغدار فراق استاد بزرگ عابد بوديم وطريق شكيبايي را مي پيموديم كه مديحه سراي ديگري از سلاله پاكان و خوبان بديار باقي شتافت استاد احمد خاني (شكيب تبريزي ) !!شاعري كه در آستانه حضرات معصومين عليهم السلام و سالار شهيدان روزگار به عزت و شرف سپري كرد. گفتند چاره اي نيست جز صبر و صبر كرديم اكنون چه چاره سازيم از كف (شكيب ) هم رفت2 شكيب از شاعران متعهد و چهره آشناي شعر رثايي آذربايجان از پرورش يافتگان مكتب استاد عابد بود بارها ارادت بي ريايش را نسبت به استاد ديده بوديم كه چگونه در محضر استاد ازخود بيخود مي شد وپروانه وار به گرد شمع وجود استاد مي گشت .تواضع و فروتني شكيب مثال زدني بودوهمواره با شعراي نوجوان و جوان برخورد صميمانه اي داشت وهميشه آنانرا به توسل وتمسك بدامان ائمه اطهاردعوت مي كردوبارها مي گفت ماهرچه داريم از الطاف حضرات معصومين داريم و عجبا كه روز عروجش همزمان شد با اربعين اربابش ابا عبدالله الحسين (ع). اكنون او ازميان ما رفته است شايد امشب در ملكوت اعلي روح استاد به استقبال شكيب آمده است. روانشان شاد و مزارشان پر نور باد. نوشته شده توسط شهودي 1-ازاستاد شهريار 2-از نويسنده
+نوشته شده دریکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 20:13 توسط خشت | |
صفحه نخست وبلاگ هاي ادبي تبريز نوشته هاي پيشين دوستان طراح قالب |